محمد حسين مختارى مازندرانى
42
فرهنگ اصطلاحات اصولى ( فارسى )
حقيقت لفظ است و اين معنا به خاطر اولويّت و خصوصيتى است كه در آن مورد لحاظ قرار مىگيرد . براى مثال با استماع لفظ « اسد » معناى حيوان درنده به ذهن انسان تبادر مىنمايد و اين به دليل علقه و ارتباط وضعى است . ازاينرو تبادرى كه از امورى ديگر پديد آمده باشد ، به عنوان علامت حقيقت مطرح نمىباشد . 2 - عدم صحّت سلب دانشمندان صحّت حمل يا عدم صحّت سلب را از جمله راههاى تشخيص معناى حقيقى از معناى مجازى دانستهاند ؛ به اين معنا كه هرگاه سلب لفظ از معنايى كه مشكوك الوضع است ، صحيح نبوده بلكه برعكس حملش صحيح باشد ، اين خود علامت حقيقت و طبعا عدم صحت حمل ، نشانهء مجاز مىباشد ، براى مثال اگر لفظ اسد ( شير ) در مورد حيوان مفترس استعمال شود ، نمىتوان عنوان اسد بودن را از آن سلب نموده و گفت : « هو ليس بأسد » ولى اگر در خصوص « رجل شجاع » استعمال گردد مىتوان عنوان اسد بودن را از آن سلب كرد . بنابراين « عدم صحّت سلب » علامت حقيقت و « صحّت سلب » علامت مجازى مىباشد . 3 - اطّراد هرگاه لفظى در قبال معنايى بدون هيچگونه قرينهاى بنحو شايع